آفتاب گرم بر پهناي دشت نيزههاي داغ آتش مينشاند دشت سوزان هم به چشم آسمان پشتههاي خاك خونين ميفشاند اصطكاك سنگ و سمّ اسب ها صاعقه در صاعقه ميآفريد از فرود تيغها بر خودها رعد و برقي سخت ميآمد پديد در دو صف رزم آوران سخت سر نيزه بر كف، ...